نوابی

تحریم، گرانی مواد اولیه و نقدی شدن خریدها، کمبود مواد اولیه، تغییر مکرر قیمت‌ها، رکود، صادرات و مشکلات سامانه‌ی نیما و ارز ثانویه و... این‌ها نمونه‌ای از مشکلاتی هستند که این روزها صنعت فرش ماشینی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. تاکنون چنین انباشتی از مشکلات و موانع این صنعت را دستخوش تهدید قرار نداده بود.

میثم نوابی پور (۱)

مشکلاتی که به آن اشاره شد، خاصیت ساختاری دارند یعنی اینکه به دلیل مشکلاتی خارج از مجموعه‌ی تولیدی بر اقتصاد و تولید کشور سوار شده و مشکلات زیادی را ایجاد کرده‌اند. این‌ها تهدیدهایی هستند که می‌توانند چابکی تولید را بگیرند و در شرایطی با فرسایشی شدن آن با مشکلات دیگر همراه و تولید را از رمق بیندازند.

اما نکته‌ای که از اهمیت برخوردار است این است که صنعت فرش ایران تاکنون از شرایطی برخوردار بوده است که مشکلات درون ساختاری تولید در دید مدیران کمتر می‌توانست جلوه گری کند.   به‌عبارتی‌دیگر با توجه به شرایط مساعدتر در تأمین مواد اولیه و وضعیت ارزی کشور، اثرگذاری مشکلات درون ساختاری تولید کمتر قابل‌لمس بود. اما اکنون روزگار روی دیگری از خود را نشان داده است. شاید امروز دیگر بحث بقا مطرح باشد. وقتی بحث بقا در میان باشد انسان بیشترین توجه را به خود معطوف می‌کند. به غرایزش و به روزنه‌هایی برای زندگی. اتفاقاً امید در شرایط سخت است که بیشتر جلوه گری می‌کند. امید نوعی خوش‌بینی در شرایط بد و سخت است. مدیران وقتی به شرایط برون ساختاری تولید نگاه می‌کنند کمتر می‌توانند روی قدرت خودشان حساب کنند. اینکه بتوانند معادلات اقتصادی کشور را تغییر دهند. یا تحریم‌های مخرب را محدود کنند. یا اینکه دیپلماسی بین‌المللی را بهبود بخشند. یا اینکه نرخ ارز را به کرنش وادارند.

اما اینجا سؤالی پیش می‌آید. در شرایط کنونی باید چهار کرد. آیا دست من کوتاه است و خرما بر نخیل و باید خودم را بچسبم یا اینکه می‌شود در بیرون هم کاری کرد.

به نظر می‌رسد در موقعیت فعلی دو کار بسیار ضروری باشد. یک: چانه‌زنی در بالا و دوم: اصلاح روندهای داخلی تولید.

چانه‌زنی در بالا:

مشکلاتی که در قبال مسائل ارزی و تحریمی ایران پیش‌آمده و پیش خواهد آمد به‌صورت دومینویی تمام عرصه‌های کار، تجارت و تولید در ایران را می‌گیرد. راه‌حل‌هایی هم که از جانب دولتمردان اتخاذ می‌گردد در مرحله اول بیشتر جنبه کلی داشته و دراین‌بین بسیاری از جزییات دیده نمی‌شود و بخشی از این جزییات اشاره دارد به هر گروه از صنایع تولیدی. قوانین موجود در شرایط معمول روال خود را می‌رود اما در شرایط ویژه می‌تواند خسارت‌های زیادی بزند. قوانین مالیاتی، بیمه‌ای، صادراتی، تسهیلاتی و ... در شرایط ویژه نیاز به بازنگری ویژه و مدارای بیشتری دارد. در این مورد مدیران شرکت‌های تولیدی باید بیشترین نقش را از نهادهای میانجی تقاضا کنند. انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، سندیکاها باید بیشترین فعالیت را در چنین شرایطی شروع کنند. شرکت‌های تولیدی باید با گوشزد کردن مشکلات و موانع نقش فعال‌تری را از نهادهای میانجی بخواهند.

در شرایط فعلی یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که می‌تواند تا حدی شرایط فعلی را تحمل‌پذیر کند، صادرات است. با توجه به افزایش قیمت دلار این تصور برای تجار خارجی هم پیش‌آمده که فرش ایرانی را می‌توانند با قیمت بسیار پایینی دریافت کنند اما انواع سیاست‌های ارزی‌ای که تابه‌حال پیگیری شده این تک فرصت‌ها را هم با مشکل روبرو کرده است. درصورتی‌که نهادهای صنفی نتوانند نقش فعال خود را پیگیری کنند و مراتب را با سیاست‌گذاران در میان نگذارند بحران‌ها وخامت بیشتری پیدا خواهند کرد.

وابستگی زیاد به مواد اولیه خارجی، تعهدات خارجی برای تأمین ارز مواد اولیه و ماشین‌آلات، وضعیت تأمین نقدینگی برای خرید مواد مصرفی، در صورت عدم تأثیرگذاری بر سیاست‌های حاکمیتی با شکست بزرگی مواجه خواهد شد.مسائل ساختاری دیگری مثل حضور در بازارهای خارجی، چشم‌انداز نگاری در مورد روندهای توسعه صنعت فرش و شکل‌های متنوع تولید و توسعه ازجمله مواردی است که نهادهای میانجی مثل اتحادیه‌ها باید پیگیری آن باشند.

اصلاح روندهای داخلی

خاصیت بحران این است که ما را از اینکه کامل و بی‌نقصیم بیرون می‌آورد. آن نواقصی که در دوران معمول کسی حال توجه به آن را نداشت و یا آن‌ها را نمی‌دید جلوه گری و اهمیتش را دوچندان می‌کند. روزگاری بحث انرژی، بهره‌وری محیط کار، تحقیق روی انواع مواد مصرفی، بازاریابی و بازار سنجی حرفه‌ای، برنامه‌ریزی برای موجودی کالا، تنوع تولید و بازار مصرف و ... توجهی را برنمی‌انگیخت اما بحران ساختاری اقتصاد به همراه نواقص مدیریت داخل شرکتی، رنج این دوران را فزون‌تر می‌کند. شاید مدت‌ها این بحث مطرح بود که وابستگی زیاد و تقریباً انحصاری روی اکریلیک می‌تواند با تلنگری کوچک ما را با مشکلات زیادی روبرو کند. اکنون افزایش بی‌سابقه قیمت اکریلیک قیمت فرش را به نحوی بالا برده که قدرت خرید مصرف‌کننده را نشانه گرفته و بازار داخل را با رکود عمیقی در خرید مواجه کرده است.

بسیاری از بلندپروازی‌های تولید با مشکل مواجه شده است. ریسندگی‌ها با مشکل تأمین مواد اولیه روبرو هستند و ماشین‌آلات سرمایه‌بر به‌ویژه در خطوط نخ‌های ظریف‌تر مجبور به کاهش تولید و در شرایطی توقف تولیدشده‌اند. این نکته از اهمیت برخوردار است که در شرایط عادی و معمول است که باید دید عمیق‌تری داشت چون بحران‌ها خودبه‌خود این دید را به ما می‌دهند. تا بحران به سراغ ما نیامده باید بتوانیم وضعیت خودمان را متوجه شده و کمتر در دام شرایطی بیفتیم که با منافع عده‌ی معدودی پیوند داشته است. صنعت فرش ماشینی ایران کمتر توانسته عقلانیت، خلاقیت، نوآوری، تحقیق و تنوع را در خود نهادینه کند. همه‌ی توسعه‌ی این صنعت با یک مواد مصرفی و با یک نوع ماشین بافت انجام‌شده است. همه‌اش افزایش شانه و تراکم بوده اما در سمت مواد مصرفی، شیوه‌های رنگرزی، طراحی و هنر طراحی کمتر توجه شده است. بازارهای مصرف به‌ویژه بازارهای خارجی روی انواعی از فرش‌ها توجه نشان می‌دهد که در حال حاضر صنعت فرش ما کمتر به آن‌ها توجه کرده است و این بازارها به‌راحتی از کف می‌رود. این ضعف به‌طور عمده متوجه خود شرکت‌ها می شودکه با بی‌توجهی، بحرانی که اکنون کل اقتصاد با آن مواجه شده است را عمیق‌تر کرده است.

اما درنهایت باید به این مورداشاره کرد که بحرانی که اکنون صنعت فرش با آن روبرو است سه سطح را درگیر کرده است. اول: دولت و سیاست‌های حاکمیتی، دوم: نهادهای میانجی مثل اتحادیه‌ها و اصناف و سوم: مدیریت داخلی شرکت‌ها. در حال حاضر بحران اقتصادی‌ای که پیش آمده جزییاتی که در طول سال‌ها این سه سطح کمتر به اهمیت آن پی برده بودند را مهم‌تر کرده است. اکنون بسیاری از ما از اینکه چرا نرخ ارز تا این حد بالا می‌رود بحث می‌کنیم و سخنان کارشناسان را دنبال می‌کنیم و از ضعف‌های سیاست‌گذاری می‌گوییم.

نقاط ضعف فعالیت‌های صنفی برای توجه به امور چشم‌انداز نگاری، سیاست‌های تولید، امور حمایتی تولید، توزیع عادلانه، آشناسازی با بازارهای خارجی، کنترل بازار واسط و غیره اکنون به نحو مشهودتری خود را نشان داده است.

ضعف تدبیر داخلی شرکت‌های تولیدی در شرایط عادی، مشکلاتی را که اکنون اضافه شده است را با عمق بیشتری همراه کرده است. بنابراین اگرچه بحران تلخ و گزنده است اما جزییاتی را که سال‌ها از کنارش به‌راحتی گذشتیم را همچون ذره‌بینی که اندازه آن‌ها را دوچندان می‌کند در جلوی چشمانمان می‌آورد که این هم خود غنیمتی است برای نگرشی عقلانی‌تر به روندهای تولید.

1- کارشناسی مدیریت و برنامه ریزی و کارشناسی ارشد جامعه شناسی (جامعه شناسی صنعت). بیش از سه سال سردبیر مجله تخصصی فرش ماشینی و همکاری با اتحادیه تولیدکنندگان فرش ماشینی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =