• ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰
  • خبرنگار: hashemikhah
  • کد خبر: 2207
آشنایی با ماشین نیم تاب یا فلایر

در این مقاله به بخش دوم آشنایی با ماشین نیم تاب میپردازیم.

فلکه های مخروطی یا کله قندی

برای ایجاد حرکت متغیر از دوفلکه مخروطی که در جهت مخالف هم قرار گرفته اند ، استفاده می شود . سرعت مخروط بالایی ثابت و مستقیما از موتپر گرفته می شود و سرعت مخروطی پایینی که به وسیله تسمه از مخروطی بالا گرفته می شود دارای سرعت متغیر بوده ، به محل قرار گرفتن تسمه روی این فلکه ها بستگی دارد.

هربار که تسمه مخروطیها تغییر محل می دهد ، سرعت مخروطی ایین نیز تغییر می کند و این سرعت به دیفرانسیل و از آنجا به بوبینها منتقل می شود . در نتیجه ، سرعت بوبین ها به مقدار مشخصی کاهش یافته ، عمل پیچش نیمچه نخ با سرعتی برابر با سرعت تولید ادامه پیدا می کند.

بر اساس محاسبات انجام شده مشخص گردیده که بهتر است مخروطی ها بصورت محدب و مقعر ساخته شوند . در این صورت ، مقدار حرکت تسمه در هر دفعه به نحوی انجام می شود که کوچکتر شدن قطر مخروطی متناسب با افزایش قطر بوبین شده در نتیجه موجب دقت عمل در پیچش می گردد.

دستگاه دیفرانسیل :

دستگاه دیفرانسیل به منظور ترکیب سرعت ثابت موتور باسرعت متغیر کله قندی پایینی و ولید سرعت متغیری به منظور حرکت بوبین بکار می رود . طرح و ترتیب قرار گرفتن دنده ها در دیفرانسیل های ساخت کارخانجات مختلف ، متفاوت ولی نتیجه کار همه آنها مشابه است. در این دستگاه سرعت ثابت موتور پوسته ای را که سطح داخلی آن دندانه دارد حرکت می دهد . حرکت مخروطی پایینی که بتدریج کم می شود ، دنده خورشیدی را می چرخاند . تاثیر توام حرکت ثابت پوسته و حرکت متغیر دنده خورشیدی ، در چرخ دنده سیاره ایی یک حرکت سیاره ایی ایجاد می کند که این حرکت موجب چرخش بازو ، با سرعت متغیر شده و چرخش بازو با سرعت متغیر به بوبین ها منتقل می گردد.

انتقال حرکت در ماشین نیم تاب :

محور اصلی که حرکت آن به وسیله تسمه وپولی از موتور گرفته می شود از راه دنده وزنجیر ، محور دوک را به گردش در می آورد و آن محور نیز دوک فلایر را می گرداند. محور اصلی همچنین محور مخروطی بالایی را حرکت می دهد. از آنجا که حرکت به غلتکهای کشش منتقل می شود ، مخروطی پایینی به وسیله تسمه از مخروطی بالا حرکت میگیرد . حرکت مخروطی پایینی از طریق جرخ دنده و زنجیر به دیفرانسیل منتقل می شود. پوسته دیفرانسیل سرعت ثابت پوسته و سرعت متغیر مخروطی را با هم ترکیب کرده ، حرکت متغیری را به وسیله دنده و زنجیر به محور بوبین منتقل می کند .از طرف دیگر سرعت متغیر مخروطی پایینی به وسیله محور میز به دنده های ۹۰درجه منتقل میشود و از راه تعدادی چرخ دنده به دنده اصلی و از آنجاپایه میز را حرکت می دهد.

همزمان با تغییر جهت میز ، برای پیچیدن لایه جدید ، سرعت بوبین باید کمتر شود ؛ یعنی محل تسمه تغییر داده شود  ، همچنین برای ایجاد شیب در دوسر بوبین ، لازم است که طول لایه بعدی کوتاهتر باشد.

سه عمل فوق یعنی تغییر جهت میز بوبین، تغییر محل تسمه و کوتاه کردن طول لایه بعدی ، به وسیله دستگاه سازنده عملی می شود.

محاسبات ماشین نیم تاب ؛

محاسبه کشش مکانیکی ؛ چون در ماشین نیم تاب تقریبا ضایعاتی وجود ندارد پس مقدار کشش مکانیکی برابر کشش حقیقی است . باتوجه به دیاگرام انتقال حرکت و چرخ دنده های رابط اگر بجای دنده قابل تعویض کشش عدد ۱ منظور کنیم ثابت کشش بدست می آید.

کشش کل =دنده کشش/ ثابت کشش

D=900/D.C.G

D.C.G دنده تعویض کشش کل است Draft Change Gear

برای بدست آوردن مقدار کشش در ناحیه جلو از فرمول زیر استفاده می کنیم ؛

کشش در ناحیه جلو = دنده کشش جلو / ثابت کشش ناحیه جلو

F.D= 204/ D.C.G

F.D= FRONT DRAFT

محاسبه تاب ؛

T.P.I= 62.5/ T.C.G

T.C.G= TWIST CHANGE GEAR

کشیدگی Tension در ماشین نیم تاب :

در عمل پیچش لازم است مقدار کشیدگی نیمچه نخ همواره مقدار ثابتی باشد. برای این منظور سرعت خطی پیچش بوبین باید مساوی سرعت خطی غلتک جلو تنظیم گردد. بنابراین لازم است دنده کشیدگی مناسبی محاسبه و مورد استفاده قرار گیرد . اگر دنده کشیدگی بطور صحیح انتخاب نشود ، پیچیدن نیمچه نخ ممکن است در ابتدا بدون اشکال باشد ولی بتدریج ضمن پر شدن بوبین تغییر می کند ، یعنی ممکن است بتدریج نیمچه نخ کشیده تر یا شل تر بشود.

در این حالت معلوم می شود دنده کشیدگی اشتباه انتخاب شده و سرعت گردش بوبین با افزایش قطر آن تناسب ندارد. کشیدگی مناسب با تغییر محل تسمه کله قندی ها به وسیله دستگاه سازنده عملی می شود . واضح است که افزایش قطر به نمره هنک نیمچه نخ ها بستگی دارد و مقدار تغییر محل تسمه پس از تکمیل هر لایه ، متناسب با نمره هنک نیمچه نخ تنظیم می شود و این تنظیم به وسیله دنده قابل تعویض کشیدگی انجام می شود .

نمره هنک نیچه نخ√/ثابت کشیدگی=دنده قابل تعویض کشیدگی

Ten.C.G= 101/ √N

ردیف Lay در ماشین نیم تاب:

ترتیب قرار گرفتن حلقه ها بروی یک لایه بوبین و فاصله آنها از یکدیگر ، ردیف نامیده میشود.

میزان حرکت میز بوبین ها ، ردیف مناسب را بوجود می آورد که

بوسیله دنده قابل تعویض ردیف تنظیم می گردد. اگر دنده های قابل تعویض ردیف بصورت صحیح انتخاب نشود ، حلقه های نیمچه نخ بر روی هم و یا با فاصله زیاد از هم ، بروی بوبین پیچیده می شود .

دنده قابل تعویض ردیف/ثابت ردیف=ردیف یا حلقه ها در اینچ

نمره هنک نیمچه نخ √M=تعداد حلقه ها در اینچ

M= 8.5 برای نیمچه نخ های ضخیمتر

M= 12 برای نیمچه نخ های ظریف تر

زاویه شیب بوبین :

شیب دو سر بوبین ها ، به منظور جلوگیری از ریزش لایه هاست ؛ برای ایجاد این شیب ، لایه هایی که تشکیل می شود طول آنها هربار کوتاهتر می گردد و برای این منظور ، پس از تکمیل هر لایه به وسیله مکانیزم شیب ، گیره تکیه گاه سگک کوتاهتر می شود تا شیبی مناسب روی بوبین ایجاد گردد.

محاسبه تولید ماشین نیم تاب :

مقدارتولید ماشین نیم تاب در مدت یک ساعت ، برای یک دوک از رابطه زیر بدست می آید ؛

/۶۰*سرعت خطی غلتک تولید بر مبنای اینچ در دقیقه =تولید بر حسب پاوند

۳۶*نمره هنک * ۸۴۰

۳۶*۸۴۰/ ۶۰=ثابت تولید

مقادیر ۳۶، ۸۴۰، ۶۰ ثابت هستند.

برای محاسبه تولید در ماشین نیم تاب ، از سرعت دوک یا پروانه و تعداد تاب در اینچ نیمچه نخ نیز میتوان استفاده کرد و سرعت خطی غلتک جلو یا تپلید را بدست آورد. به این ترتیب اگر سرعت دوک در دقیقه ماشین را به تعداد تاب دراینچ نیمچه نخ تقسیم کنیم ، مقدار تولید برحسب اینچ بر دقیقه به دست می آید.

منبع: مرجع تخصصی نساجی ایران

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =