• ۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۰
  • خبرنگار: hashemikhah
  • کد خبر: 2357
دستگاه‌های بافندگی

در ایران دستگاههای بافندگی متنوعی به چشم می‌خورد، از دستگاه بافندگی افقی و زمینی شبانان که در بسیاری از کشورهای خاورمیانه تاریخ آن به هزارهٔ سوم پیش از میلاد می‌رسد. تا دستگاههای مرکب چندوَردی و بالاخره دستگاه تن‌بافی طرح انداز که پیش درآمد دستگاه جاکار (Jacquard) اروپائیان است در ایران هست.

از لحاظ ساخت، دستگاهها به عمودی و افقی تقسیم می‌شوند، دستگاه بافندگی افقی برای قالی - گلیم و زیلو به کار برده می‌شود. همچنین دستگاههای دو تیری و نیز سنگین وجود دارد. بیشتر آنها با ورد است ولی بافندگی به شکل تخت و مسطح هم در میان بعضی از قبایل برای بافتن تنگ اسب و جاجیم متداول است.

دستگاه بافندگی افقی زمینی

این دستگاه سادهٔ چادرنشینان ایرانی برپا کردنش خیلی آسان است و هر جا که قبیله چادر بزند آن را می‌توان محکم کرد و هر وقت از جای کوچ کنند آن را لوله کرده و پشت قاطر بار می‌کنند. دستگاه چادربافی که در تصویر ۲۸۰ نشان داده شده نمونه‌ایست از انواع دستگاههای مشابه، نخ را روی دو تیر که هر کدام با میخ محکم به زمین وصل شده می‌کشند. معمولاً نخ به شکل تسمهٔ نقاله روی نورد کشیده می‌شود. زنان چادرنشین از این دستگاه به شکل ساده‌ای که دارد و بدون استعمال ورد استفاده کرده و یک نوع گلیم با نقش زیبا می‌بافند.

در بافتن گلیم تارها را یک در میان بلند کرده و با ماسوره پود را از میان آنها می‌گذارنند. البته پهنای طرح مورد لزوم زیادی و کمی تارهایی را که باید بلند شوند تعیین می‌کند و در جنب آن یک قسمت دیگر را بلند می‌کنند و رنگ دیگری از درون آن می‌گذرانند بدین ترتیب پهنای تار گسترده شده را با طرحهای مختلط می‌بافند. گاهگاهی پودها را با شانه می‌زنند که به هم فشرده شده و بهتر و محکمتر گردد. اشکال کار وقتی پیدا می‌شود که در طرح مورد نظر یک خط موازی با تار بیفتد. در چنین مواردی با پود نمی‌توان آنها را به هم وصل کرد در نتیجه شکافی در گلیم پیدا می‌شود و این عیب در گلیمهای ایرانی زیاد دیده می‌شود. برای جلوگیری از آن برخی از گلیم‌بافان پودهای دم کبوتری روی حاشیه و کنارهٔ آن می‌بافند و یا اینکه از خطوط موازی با تار اجتناب کرده و به جای آن خطوط چپ و راست می‌زنند. این امر سبب می‌شود که گلیم ایران شکل مشخصی داشته باشد. گلیم‌بافی باعث بوجود آمدن طرحهای مختلف در بافت می‌شود ولی بافت واقعی آن خیلی با تأنی و آهسته صورت می‌گیرد و بسیاری از چادرنشینان از گلیم‌بافی دست کشیده و به جای آن فرش‌بافی را آغاز کرده‌اند که سود بیشتری دارد.

اگر قرار باشد گلیم، ساده و یا مخطط باشد همان دستگاه سادهٔ بافندگی را می‌توان به آسانی تبدیل به دستگاه با گورت (جوجه) کرد. نخهای بالای تار به دو دسته تقسیم می‌شود و نخهای تک (فرد) را با نخ گوله (نخ کوجی) به گورت می‌بندند. وقتی که با طناب گورت را بلند کرده و آن را از سه پایه معلق نگاه می‌دارند نیمی از نخها را بلند می‌کند و نیم دیگر تار صاف میانه و یک جا یا ردیف پود و درست می‌کند که پود از میان آن می‌توان گذراند. توجه داشته باشید که در این مرحله تیر بزرگ میان دو نیمهٔ تار، یعنی بچه گورت (پشت گوله پشت کوجی)، را گلیمباف تا آنجا که دستش می‌رسد به عقب می‌برد. در مرحلهٔ بعد (تصویر ۲۷۹ قسمت پایین) گورت را از حالت معلق پایین آورده و بچه گورت به طرف بافنده کشیده می‌شود و بدین ترتیب ردیف دوم یا پود زیر درست می‌شود تا پود دیگر از درون آن بگذرد.

این نوع عوض کردن ردیفها هنوز هم برای بافتن قالیهایی که تغییرات آن زیاد نیست به کار برده می‌شود. برای بافتن چادر بیابانی، این کار بسیار پر زحمت است. در تصویر 280 می‌بینیم که نخستین گام به سوی مکانیسم دوک پایی برداشته شده است. در اینجا گورت و بچه گورت به طنابی بسته شده و به یک چوب کوتاه، که روی گیره افقی قرار دارد و کار نگهدار گورت یا دَم را انجام می‌دهد، وصل است. برای اینکه گورت بالا بیاید بافنده آن را به عقب فشار می‌دهد به طوریکه سر آن پایین بیاید و بچه گورت را نیز پایین آورد. در بافت پود دوم برای اینکه بچه گورت بالا آید بافنده دسته را به طرف جلو می‌کشد و بدین نحو بچه گورت بالا می‌آید و گورت پایین می‌رود.

پودها پس از اینکه بافته شد شانه، کاردک و یا دستک زده می‌شود که خوب به هم فرو روند. برای اینکه پهنای گلیم یکنواخت باشد یک گیرهٔ آهنی به نام پهن‌کش را به گلیم تازه بافته قلاب کرده و با یک تیکه طناب به میخی که در زمین فرو کرده‌اند می‌بندند. وقتی بافنده چند ردیف پود را بافت و از گیره دور شد چله تون را از میخهایی که روی زمین است جدا کرده و آن را شل می‌کنند و به طرف خود می‌کشند به طوریکه قسمتی که بافته شده پشت نورد پنهان می‌شود. بار دیگر چله تون را سفت می‌کنند و ۵۰ تا ۷۰ سانتیمتر دیگر می‌بافند. بسیاری از دستگاههای گلیم‌بافی چادرنشینان چله تون را فقط بین دو نورد قرار می‌دهند.

در آغاز بافت سه پایه را با گورت و بچه گورت در یک طرف چله تون قرار می‌دهند و به تدریج که کار پیشرفت می‌کند سه پایه را به طرف جلو می‌آورند. در اینجا باید متذکر شد که این دستگاه گورت چینی فقط برای بافندگیهای ساده مانند چادربافی که در تصویر ۲۸۰ نشان داده شده به کار نمی‌رود بلکه اصول آن در بافت قالی و گلیم اعم از اینکه افقی باشند و یا اینکه به طرز عمودی قرار گیرند و روی دو تیر سوار شوند به کار می‌رود. تنها فرقش اینست که در قالیبافی یک ردیف پرز بافته می‌شود و بعد پود دوم از درون آن می‌گذرد.

دستگاه جاجیم‌بافی

دستگاه بافندگی که بسیار شبیه دستگاه پیش گفته است و معهذا در بعضی جهات با آن فرق دارد دستگاه جاجیم‌بافی است که چادرنشینان برای بافتن جاجیم‌های خوش آب و رنگ از آن استفاده می‌کنند تصویر ۲۸۱ یک ردیف باریک تار را نشان می‌دهد که گورت به وسیلهٔ طناب از سه پایه در پای آن آویزان شده است. اما در اینجا بچه گورت گِرد نیست بلکه یک چوب تخت است که لبه‌های آن گرد شده است. وقتی گورت بالا می‌آید بچه گورت تخت و صاف بوده به عقب کشیده می‌شود. پس از اینکه پود از میان تار گذشت تخته به جلو کشیده می‌شود و به جنس بافته شده می‌زند و آنها را به هم می‌فشارد، یعنی کار شانه یا دستک را انجام می‌دهد. سپس آن را به کنار می‌زنند تا گورت پایین آید و بدین ترتیب ردیف دوم به آسانی درست می‌شود.

قبل از اینکه به عقب کشیده شود دوباره به عنوان شانه از آن استفاده می‌شود. جاجیم بافته شده دارای طرح مشخص و برجسته‌ایست که قسمتی از آن در اثر تار راه‌راه درست شده ولی علت دیگر برجسته بودن آن وجود بعضی از نخهای تار در روی جاجیم است.

نخهای تار که باید شناور باشد با چوب جداگانه‌ای که در جلو گورت است به اینطرف و آنطرف برده می‌شود. این نخهای تار که باید با بچه گورت پایین می‌رفت به وسیلهٔ یک چوب بالا نگاهداشته شده و روی جاجیم دیده می‌شود. برای آن قسمت از طرح جاجیم که باید دستگاه حالت عادی خود را داشته باشد چوب را به عقب می‌کشند. در اینجا ناگزیر از این سخن هستیم که دستگاه سادهٔ بافندگی با گورت را می‌توان هم برای بافتن طرحهای پودی چون گلیم و هم برای بافت طرحهای تاری چون جاجیم به کار برد، و افزون آنکه متداول شدن چوبی که نخهای تار را کنترل می‌کند نخستین گامی است که به سوی دستگاههای چند گورتی برداشته شده است. در آسیای جنوب شرقی پدیدآوردن طرح تاری با چوب برای ایجاد طرحهای پیچیده و دشوار جزو هنرهای زیبا شده است. من در لائوس شاهد بودم که برای تولید یک طرح چهل چوب به کار برده می‌شد. دستگاه چند چوبی پیش درآمد دستگاههای بافندگی اصیل امروز است.

دستگاه بافندگی افقی چند گورتی

تکامل کارگاه بافندگی افقی زمینی ابتدایی یا یک گورتی به دستگاه چند گورتی باید قرنها طول کشیده باشد ولی فقط چند مرحلهٔ این تکامل را تاکنون توانسته‌اند پیدا کنند. در حالی که یونانیان و رومیها مدتها به جای نورد تار وزنهٔ تار به کار می‌برند گورتهای رکابی از سدهٔ دوم پیش از مسیح به بعد در مصر به کار برده می‌شده است. در سدهٔ ششم میلادی در صومعه‌ای که در نزدیکی شهر تب حفاری شده چاله‌های بافندگی پیدا شد که به طور مشخصی محل رکاب جهت کنترل گورتهای دستگاههای بافندگی بوده است. در بعضی از این چالها هنوز نقطهٔ اتکاء رکابها را می‌توان دید.

دستگاههای عمودی دارای وزنهٔ تار، از دورهٔ نوسنگی در خاورمیانه به کار می‌رفته است زیرا مدارک و شواهدی از دستگاههای وزنه‌دار به وسیله باستان‌شناسان پیدا شده است.

اما در حالی که در دستگاههای یونان، روم و اروپای شمالی نورد پارچه بالا بوده و تار با وزنه هایی آن به پایین آویزان شده بود و بافنده مجبور بود که رو به بالا کار کند، در ایران دستگاههایی می‌بینیم که ظاهراً از تکامل دستگاههای افقی دارای دو نورد پدید آمده‌اند ولی دو اصلاح در آنها به عمل آمده است.

الف) تار را با زاویه‌ای که به سمت سقف نزدیک می‌شود به دور تیری چوبی گردانیده و سپس آن را عمودی روی قرقره‌ای که چله از آن معلق است هدایت می‌کنند (تصاویر ۲۸۲ و ۲۸۳ و ۲۸۴)، در این دستگاه می‌توان دستهٔ تار درازتری به کار برد زیرا تار را گوله کرده و با کشش دائمی وزنه‌ها آن را معلق نگاه می‌دارد. در این حالت دستگاه افقی و راحت است ولی خاصیت آن داشتن وزنه‌های آویزان است.

ب) بافنده با استفاده از رکاب ساده‌ای می‌تواند از تعداد بیشتری گورت با توالی منظم استفاده کند این قسمت را در زیر شرح خواهیم داد. در ایران و مصر رکاب در چال بود که هنوز هم در شهرهای ایران مانند یزد و اصفهان و کرمان همانگونه است، حتی اگر دستگاه را روی زمین نصب کند. باز هم مثلاً در مازندران اسم آن را پاچال می‌نامند یعنی چاله‌ای برای پا. در چین و هند نیز باید عین همین تکامل صورت گرفته باشد. ولی نمی‌توان به وضوح گفت چه کشوری در این امر مقدم بوده است.

در سطور زیر جزئیات فنی دستگاههای یزد، مرکز صنعت ابریشم‌بافی ایران از قرون وسطی، بیان می‌شود. تار (تون، چله، چلون) را ابریشم پیچ روی چله تون آماده می‌کند. بافنده (نساج) آن را به طراح داده و وی آن را با نخ به دستگاه می‌بندد. یعنی ته نخ نخهای تار را رشته رشته به چوبی به نام تیر بردی می‌بندند که درست در داخل شکاف نورد تار (کاغذک، قازک) می‌افتد. نورد یک میل آهنی به نام میخ کاغذکی دارد که در بالشتکهایی به نام کویجک که به دیوار چال دستگاه (کوره) قرار دارند می‌چرند.

نورد تار با دیلم (بار انداز) قفل می‌شود و با کمک اهرمی به نام پهلوکش می‌تواند بچرخد. اگر نخ تار را دنبال کنیم، می‌بینیم از توی شانه‌ای که بافنده آن را در دفتین (دفتی)، یعنی چهارچوب چهارسویی که نوسان داشته و شانه را به پود می‌زند، گذاشته است. دفتین دو بازوی عمودی به نام بازوی دفتین (بابک) دارد و در حول میل دفتین که در یک زوج بالشتک (قاز، کویجَک) حرکت می‌کند تاب می‌خورد. شانه با یک جفت میخ دفتین در داخل دفتین نگاهداشته می‌شود و بازوی دفتین با تاب پیچ (توپیچ) سفت شده است. پس از اینکه تار از شانه خارج شد از یک عده گورت (ورد، جوجه) که روی تخته هایی به نام عروسک (تخته‌ای ساز) معلق هستند می‌گذرد. آنها روی میله‌ای آهنی به نام میخ‌ساز گردش می‌کنند و در برابر هم تعادل دارند و بالاخره به دو قرقره بزرگی که از میله‌ای به نام چوب پل آویزان هستند منتهی می‌شوند. وضع و موقعیت این چوب پل را می‌توان با قرار دادن آن در داخل برشهای گوناگون روی خرک تنظیم کننده عوض کرد. در قسمت پایین، وردها از روی اهرمهای تعادل (شاتیرک) به اهرمهای دیگری به نام شمشیرک (شمشه) ملصق شده‌اند که آن هم به نوبه خود به رکابهایی (پوشال، پا) متصل است.

هر دفعه که بافنده یکی از این رکابها را به ترتیب زمانی معین فشار دهد یک چارک کار (ردیف، چر) درست می‌شود و میان تارهای جفتی و تارهای فردی فاصله‌ای ایجاد می‌شود یا به اصطلاح بومی پود با ماکو (ماکوک) از میان آن می‌گذرد. ماکو اغلب از چوب خرمالو درست شده و نوک صافی دارد و نخ پود از قرقره‌ای که روی میل داخل ماکوست بدست می‌آید.

نخ پود به وسیلهٔ ماسوره از ماکو بیرون می‌آید. برای اینکه ماسوره زیاد نگردد یک جفت فنر به نام پر ماکو کار ترمز آن را انجام می‌دهد. یک تیر چوبی به نام ماتیز (می‌تیز) قسمت بافته شدهٔ پارچه را به پهنای معین نگاه می‌دارد. وقتی تار را قدری بیشتر دنبال کنیم به تار نگهدار (چپ و راست، راشدی، بافت) می‌رسیم که در اصل وَرتاب آن را ساخته و حال با دو میله به نام جوجه یا نای در جای خود نگاهداشته شده است. از اینجا به بعد تار دور یکی خرک که روی پابندی در زمین نصب شده است گردش می‌کند. از این خرک به بعد تار رشته رشته شده و با زاویه‌ای به سوی منجنیق می‌رود که خود آن به تیر کلفتی که به سقف بسته شده و تعدادی قرقره دارد بسته شده است. رشته‌ها روی قرقره رفته و به طور عمودی پایین می‌آید و به گوله‌های تار (قلنبک) که روی میخ چوبی (شُک) است و با کیسهٔ پر از ماسه‌ای سنگین شده منتهی می‌شود. به تدریج که کار جلو می‌رود و پارچه بافته شده دور نورد پیچیده می‌شود گوله‌های تار با کیسه‌ها بالا می‌آید. وقتی به قرقره رسیدند بافنده رشتهٔ تار را دوباره باز می‌کند تا کیسه‌ها نزدیک زمین برسند و دوک آماده برای بافتن یک متر و نیم تا دو متر پارچه شود.

دستگاه چادر شب‌بافی

در استانهای مازندران و گیلان خشک نگاهداشتن چاله‌های بافندگی، کاری بوده است بس دشوار، در این دو استان تمام دستگاه و پاچال روی زمین است دستگاه عبارتست از چهار پایه مستطیل با دو ستون کوتاه که نورد پارچه را نگاه می‌دارند و دو ستون بلند که در قسمت بالایی خود تیر تار برگردان به نام سرگاه و قدری پایینتر نورد پارچه را نگاه می‌دارد، این دستگاه برای بافتن چادر شب یعنی پارچه‌ای که زنان در این استان به دور کمر خود می‌بندند به کار می‌رود. رشته یا تار چادر شب را یکی از کارشناسان با راهنمایی چادرباف تهیه کرده و طراحی می‌کند، گورتها را درست کرده و نخ رشته را داخل گورت و شانه می‌کند و همهٔ این کارهای مقدماتی رجه کردن نامیده می‌شود.

موادی که به کار برده می‌شود نخ ابریشم است که از پُرز کردن پیلهٔ ابریشم درست شده، این ابریشم با یک شانهٔ پشمی شانه شده و روی چرخ ریسیده می‌شود. سر رشته را به غیبه (زبانه‌های فولادی نازک) که در شکاف نورد قرار دارد گره می‌زنند. چپ و راست تار (لاهه، گازکن) به سرگاه بسته می‌شود، دو عدد گورت در عکس نشان داده شده است ولی در طرحهای پیچیده‌تر و ظریفتر تعداد آن بیشتر است. این دو گورت از سقف روی چرخ آویزان شده و با طناب نازکی به رکاب وصل می‌شود. با فشار دادن پا دهنه یا ردیف کار ایجاد می‌شود و ماکو را وارد آن می‌کند یا به اصطلاح ایلک می‌دهد و با شانه پارچه را شانه می‌زند.

منبع: هنریاب

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =