سعید رونقیان

این فعال صنعت فرش، در خصوص صادرات فرش به امریکا عنوان کرد: وقتی می‌گوییم بازار را از دست داده‌ایم، یعنی چه؟ آیا این صادرات ما بر مبنای نیاز بازار بوده یا بر مبنای تلاطم‌های ارزی در بازار؟

سعید رونقیان از دوستداران هنر- صنعت فرش است. وی بیش از چهار دهه فعال حوزه میدانی تولید، تجارت و پژوهش فرش ایران بوده است. رونقیان هم‌اکنون عضو شورای صادرات صنایع‌دستی است و در کنار آن تألیفات و ویراستاری‌های علمی‌اش را در حوزه فرش نیز پی می‌گیرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت فرش ایران (عصرفرش)، چندی پیش رئیس کمیسیون صادرات اتاق بازرگانی تهران طی مصاحبه‌ای عنوان کرده بود: «بازار آمریکا را برای همیشه از دست داده‌ایم. وی معتقد بود، ما دیگر هیچ‌وقت نمی‌توانیم به بازار دهه ۶٠ و ٧٠ برگردیم چون فرصت‌ها را از دست داده‌ایم و به خاطر غیبت در بازار که مشخصاً به دلیل تحریم‌ها بوده دیگر قدرت انحصاری قبل را نداریم.»

سعید رونقیان، در پاسخ به این اظهارنظر، در یادداشتی نوشته بود:

«موافق این نظرات غیر کارشناسی نیستم، زیرا اولاً بازار چندان قابل‌توجهی در آمریکا برای فرش ایران وجود نداشت که از دست داده باشیم (البته بدون توجه به داستان تلاطمات ارزی) و همچنین قیاس فرش ایران با فرش سایر کشورها به جهت تفاوت بنیادی آیتم‌های تجاری و اقتصادی، اساساً قیاس مع‌الفارق است.

لذا در هر مناسبتی پرداختن به جملات شعارگونه‌ای از قبیل «بازگشت به دوران درخشش جهانی فرش» یا «بازگشت به دوران طلایی دهه شصت و هفتاد»، تاکنون دردی را دوا نکرده که هیچ، چه‌بسا همین نگرش عامل اصلی زمین‌گیری اقتصاد ماست.

 کدام اقتصاد یا اقتصاددانی را سراغ دارید که آرزویش بازگشت به گذشته باشد؟

معتقدم چنانچه عوامل میدانی بخش خصوصی فرش ایران، فارغ از منافع شخصی، همسو با صلاح جمعی عالمانه و متعهدانه به مسائل اساسی اقتصادی - فرهنگی حوزه فرش ایران پرداخته و به رتق‌وفتق آن‌ها بپردازند، بسیاری از امور حل‌وفصل خواهد شد، حداقل اینکه فرش دستباف ایرانی بازار داخلی ۸۰ میلیونی را از دست نخواهد داد.»

به این بهانه به سراغ این فعال صنعت فرش رفتیم تا در این زمینه توضیحات بیشتری را بشنویم.

رونقیان ضمن اشاره به اینکه زمانی که می‌خواهیم دقیق و کارشناسی در خصوص صادرات فرش به امریکا صحبت کنیم، داده‌های پایه آن و مستنداتی که از پیش راستی آزمایی شده، باید مشخص باشد، افزود:

بسیاری از کسانی که در مورد صادرات اظهارنظر می‌کنند، بر مبنای شعر «هرکسی از ظن خود شد یار من» عمل می‌کنند؛ اگر بازار صادرات برای شخص ِ خودشان خوب باشد، می‌گویند صادرات کل کشور خوب است و اگر فروش نداشته باشند، می‌گویند صادرات خوب نیست.

وی تصریح کرد: آمار صادرات گمرک بر مبنای تناژ است و به‌راحتی می‌تواند جابه‌جا بشود. فرضاً شما یک متر قالی را به ارزش یک دلار صادر می‌کنید، اگر جایزه صادراتی به شما تعلق بگیرد، این یک دلار را می‌توانید دو دلار اعلام کنید. به‌طورکلی ارزیابی کارشناسی بر اساس قیمت برآوردی تولید نیست. زمانی می‌توانیم در تحلیل‌های اقتصادی‌مان بر مبنای این آمارها عمل کنیم که آمارها آنالیز شده باشد.

این فعال صنعت فرش، در خصوص صادرات فرش به امریکا عنوان کرد: درست است که میزان صادرات ما به آمریکا کاهش پیدا کرده، دلیل آن این است که به اندازه کافی فرش ایرانی در بازار آمریکا موجود است؛ شاید بتوان گفت بیش از نیاز بازار!

وقتی ما می‌گوییم بازار را از دست داده‌ایم، یعنی چه؟ آیا این صادرات ما بر مبنای نیاز بازار بوده یا بر مبنای تلاطم‌های ارزی در بازار؟

اما کاهش صادرات یا عدم دسترسی موقت یک مسئله است و از دست دادن بازار مسئله‌ای دیگر، سؤال این است که اگر تحریم موجب از دست دادن قطعی بازار است، پس چگونه بعد از رفع تحریم‌های اخیر، به‌راحتی دوباره وارد بازار آمریکا شدیم؟

رونقیان در پاسخ به سؤال خبرنگار عصرفرش، مبنی بر اینکه آیا قبول دارید در دورانی که تحریم شده بودیم عرصه برای کشورهای رقیب باز شده بود و رو به کپی فرش ایرانی آورده بودند، اظهار داشت:

من با این بحث مخالف هستم، بسیاری از دوستان بحث کپی کردن چین یا سایر کشورها از روی فرش ایرانی را مطرح می‌کنند که بنده به این شکل قبول ندارم، این‌ها باید بر اساس مستندات باشد. کجای اقتصاد چین با اقتصاد ایران قابل‌مقایسه است که در حوزه فرش مقایسه کنیم؟

صادرات تابعی از تولید است. ما کشور صادرکننده مبدأ هستیم؛ مثل آلمان یا اروپا واسطه‌ای نیستیم. آلمان یا اروپا واسطه است بازار هدف نیست، ما خودمان کشور مبدأ هستیم و این صادرات بر مبنای تولید ماست. فرض کنید تحریم هم نباشد، باقیمت‌های الآن کدام جنس را ما می‌توانیم تولید کنیم که در بازار آمریکا فروش برود؟

میزان صادرات ما به آمریکا واقعاً نیاز کالایی بود یا بحث تلاطمات دلار؟

وی در خصوص ارائه راه‌حل برای خروج از بن‌بست صادرات گفت:

پاسخ به این سؤال راحت نیست؛ اقتصاد یا صادرات معادله تک مجهولی نیست، بسیاری از آیتم‌ها در این حوزه وجود دارد. بازار مصرف فرش برای ایران، فقط امریکا نیست. ما باید بازار ۸۰ میلیونی داخل را نیز در نظر بگیریم.

ما برای بازار داخلی، چه سیاست‌هایی داریم؟ درزمینۀ بازار مصرف داخلی، آمار و داده‌هایی نداریم، مثلاً نمی‌توانیم توزیع منطقه‌ای داشته باشیم که بگوییم مشهد این مقدار ببافد، یا تبریز فلان مقدار.

باید بدانیم نیاز ما به مواد اولیه، گردش مالی، عوامل انسانی، زنجیره تولید در این صنعت چقدر است و چه میزان در حوزه کار و اشتغال تأثیر دارند؟ زمانی که این آمارها نباشد ما نمی‌توانیم به‌طور قطعی نظر بدهیم. باید ببینیم در داخل مشکل اشباع فرش را داریم یا به دلیل رکود مردم تمایل به خرید فرش دستبافت ندارند. آیا تمام مردم کشور ما فرش دستباف دارند؟ یا دوست دارند داشته باشند ولی نمی‌توانند؟

حل مشکلات صنعت فرش، محدود به یک نفر یا چند نفر نیست، مجموعه حوزه فرش باید همت و فعالیت کنند و تمامی افکار و آراء و نظریات بر مبنای داده‌های واقعی منطبق شوند و ببینیم خروجی آن چه برنامه‌ای است. متولی یا متولیان فرش ایران باید به فکر باشند.

رونقیان ادامه داد: در حوزه پیمان‌سپاری ارزی ما قبلاً این کار را انجام داده‌ایم، اما آسیب‌شناسی نشد. اگر بنده به‌عنوان صادرکننده سفارش بگیرم، پول آن را دریافت کنم، موقع ارسال محصول، چه کسی باید پیمان و تعهد بدهد؟

ما علت‌العلل همه کم‌کاری‌ها را تحریم می‌دانیم و هیچ بررسی در این زمینه انجام نمی‌شود که خب، پیش از تحریم چه فعالیت‌ها و بازار سازی‌هایی کرده بودیم؟

مرکز توسعه صادرات، اتاق بازرگانی، مرکز ملی فرش ایران و... تاکنون کدام برنامه‌های عملیاتی خرد محور، امکان‌سنجی شده و منطبق با واقعیات میدانی را درزمینۀ تولید، فروش داخلی و صادرات فرش دستباف داشته و یا دارند؟

رونقیان صحبت‌هایش را با یک سوال خاتمه داد؛ سوالی که این روزها ذهن بسیاری از فعالین صنعت فرش را مشغول کرده است: آیا بدون وجود طرح و برنامه‌های نتیجه محور، انتظار پایداری بازار موجود و یا بازار سازی جدید، منطقی است؟

خبرنگار: حوریه شیوا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =