دستباف

به ادعای سازمان های متولی فرش دستباف و صنایع دستی حدود ۵/۲ میلیون نفر کارگر ماهر در این بخش فعالیت می کنند و بیش از ۱۰ میلیون نفر را به عنوان نانخور صنایع دستی و فرش دستباف سرپرستی می کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت فرش ایران (عصرفرش)، به نقل از عصر اقتصاد، در حالی که خبرگزاری نسیم طی خبری در ۲۳ آبان ماه سال جاری، از قول رئیس هیات مدیره صندوق کارآفرینی امید کشور اعلام کرده است که سالانه ۴۰۰ تن فرش دستباف در ایران تولید می شود و ۸۰ درصد آن به کشورهای مختلف دنیا صادر می شود، روز جمعه پنجم بهمن ماه خبرگزاری ایرنا به نقل از گمرک ایران اعلام کرد میزان صادرات فرش و صنایع دستی کشور در ۹ ماهه امسال ۲۵۸ میلیون دلار شده است که با اعمال نسبت ۹ ماهه و نسبت ۸۰ درصدی مجموع تولید صنایع دستی و فرش دستباف به نرخ های سال جاری ۴۳۰ میلیون دلار خواهد بود.

به ادعای سازمان های متولی فرش دستباف و صنایع دستی حدود ۵/۲ میلیون نفر کارگر ماهر در این بخش فعالیت می کنند و بیش از ۱۰ میلیون نفر را به عنوان نانخور صنایع دستی و فرش دستباف سرپرستی می کنند.
اگر ۳۰ درصد از محصولات فرش دستباف و صنایع دستی را مواد اولیه ، استهلاک تجهیزات ، سهم تجار و دلالان این محصولات را عدد نازل ۲۰ درصد در نظر بگیریم، مجموع ارزش افزوده ۵/۲ میلیون نفر با ۱۰ میلیون عائله ۲۱۵ میلیون دلار در سال خواهد بود، یعنی سهم هر کارگر ماهر این حوزه سالانه ۸۹ دلار، یعنی روزانه به طور متوسط ۲۹ سنت خواهد بود که با احتساب خانوار چهار نفره سهم هر خانوار فرش دستباف و صنایع دستی ۲۹ سنت از اقتصاد ملی در روز می شود که با احتساب ارز ۱۰ هزار تومانی درآمد خانوار این حوزه حدود ۱۰۰ هزارتومان در ماه خواهد بود.
برای اینکه عمق فاجعه را در اقتصاد ملی دریابیم، کافی است، بدانیم که سالانه ۱۴ میلیارد دلار برای تامین کالاهای اساسی عموم مردم کشور ارز تخصیص داده می شود و سهم هر خانوار ۷۰۰ دلار در سال می شود که در مقایسه با درآمد خانوارهای فرش دستباف و صنایع دستی بیش از هشت برابر بازده آنهاست.
آیا چنین ترازی توسعه ای و افتخارآمیز است؟ یعنی ۱۰۰ دلار درآمد در مقابل حداقل ۷۰۰ دلار هزینه ملی .
آیا با چنین بازدهی توسعه دارقالی، کوره مسگری و چرخ کوزه سازی جهت گیری مناسبی برای کشور ما خواهد بود؟
اگر هزینه موسساتی مانند معاونت صنایع دستی، شرکت ملی فرش، مرکز ملی فرش، اتحادیه ها و تشکل های فرش دستباف و صنایع دستی، بخش اقتصادی کمیته امداد و سازمان بهزیستی و نهادهای مشابه را هم به آن اضافه کنیم به ارقام مأیوس کننده تری دست می یابیم.
چرا تا این حد به توسعه امری که مظهر کامل استثمار خشن و غفلت ورزیده شده اصرار داریم.
واقعیت این است که فرش دستباف و صنایع دستی مظهر هنر، فکر و ابتکارات صنعتی مردم ایران قبل از انقلاب صنعتی در دنیا بوده و در زمان و نوع خودش بی رقیب و ممتاز هم بوده است.
اما متأسفانه به دلیل اتخاذ سیاست های توسعه ای غلط پهلوی اول به جای آن که رویه همت صنعتگری ایرانیان حفظ و مدرن سازی شود، عملاً هنر و صنعت ایرانی در محصولات قدیمی خود رسوب کرده و نه تنها برای فرآیند توسعه ای مدرن آن چاره ای اندیشیده نشده است، بلکه به هوس های نوستالژیکی و تفریحی اشرافی استعمارگران غربی مقید شده ایم و یک فعالیت بی بازده را به عنوان هویت ایرانی در بدترین شکل آن حفظ کرده ایم و اکنون متأسفانه نهاد های متولی فرش دستباف و صنایع دستی افتخار می کنند که ۵/۲ میلیون نفر از نیروی ماهر و توانمند کشور را هر سال دور ریز می کنند.
ایرانیان هنرمند و اندیشمند همیشه تناسب بین اشیا و کاربردهای آن را با دقت رعایت می کردند و با کمترین امکانات بیشترین و بهترین بازده را از آن با نقش و نگار های دلنشین ایجاد می کردند. آنچه که از هنر، دانش و سلیقه ایرانی باید جهانی شود و برند ایرانی شناخته شود، همین عناصر دقت و ظرافت است که متأسفانه متولیان صنایع دستی و فرش دستباف مانند اخباری مذهب ها به محصولات ۳۰۰ سال پیش خود دل بسته اند؛ چرا که چند صد دلال و تاجر از قبال آن برج می سازند و سود می برند و تعدادی هم پست های دولتی و عمومی را که شاید در خواب نمی دیدند به عنوان متولیان این حوزه به دست می آورند، یعنی منافع مادی و اعتباری تعدادی کمتر از هزار نفر غیر ملی ترین هزینه انسانی را بر اقتصاد کشور تحمیل می کند.
اینان به جای اینکه هنرمند و صنعتگر ایرانی را به این سو سوق دهند که هنر و اندیشه و ظرافت ایرانی و جذابیت کالاهای ایرانی را وارد صنایع مدرن کند هنوز به دنبال این هستند که با نخ ابریشم بتوانند با انگشتان نازک و ظریف دختران قالیباف ۱۲۰ گره در ۱۰ سانتی متر بزنند یا یک صنعتگر چندین روز وقت و انرژی خود را برای قلم کاری و چکش کاری در واحد کالای صنایع دستی صرف کند.
در مقابل صنایع مونتاژ و وارداتی کشور با همان زمختی ها و بی لطافتی های وارداتی تأمین و مصرف شود؛ تا جایی که حتی ماشین لباسشویی، زودپز، چرخ گوشت، گوشی با سیم زمینی، میز و صندلی و ... آنقدر که ردپای ژاپن، چین، کره، ایتالیا، آلمان و ...  را می بینیم، حتی در موسیقی و زنگ تجهیزات هم اثری از ایرانی بودن نمی بینیم.
حقیقت این است که این صنایع دستی و فرش دستباف با دوام ترین حربه اقتصادی استعمارگران در حق اقتصاد ملی ماست.
بدیهی است انتظار نمی رود که یک فعالیت چند میلیون نفره را ظرف یک روز، یک سال یا حتی پنج سال تعطیل کنیم، اما امروز هم برنامه ریزی برای جایگزینی صنایع مدرن ایرانی با هنر و ظرافت ایرانی دیر شده است و باید برنامه ریزی حداکثر ۱۰ ساله نسبت به اصلاح روند تصمیم گیری شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =