فرشته دستپاک

سرکار خانم دستپاک در گروه تلگرامی دانش آموختگان حضور پیدا کرد و از ساعت ۱۰ صبح به صورت آنلاین پاسخگو خواهد بود

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت فرش ایران(عصر فرش)، سرکار خانم دستپاک رییس مرکز ملی فرش ایران از ساعت ١٠ صبح امروز پنجشنبه در کانال تلگرام دانش آموختگان فرش حضور آنلاین خواهند داشت تا به پرسش های اعضا در مورد نمایشگاه بیست و هشتم فرش پاسخ بدهند.

فرشته دستپاک ساعت ۲۱:۱۶ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۸ در این گروه گفت :

"هنرمندان "فعالان "و "دوستداران" جامعه بزرگ فرش دستباف که باندازه پهنای جغرافیای ایران عزیزمون وسعت دارند .
فرشته دستپاک هستم .
فردا حدود ساعت ۱۰ صبح افتخار این رو خواهم داشت که از طریق این گروه تلگرامی ، در خدمت شما عزیزان باشم .
ممنون میشم سوالات خودتونو تا قبل از این ساعت برام بذارین .
ضمنا خیلی خیلی سپاسگزار میشم که "نقطه نظرات" ، "پیشنهادات سازنده "و مطالب ارزشمندتون رو هم برای من در همین گروه بذارین.
از جناب آقای احراری هم خواهش میکنم "سوالات و پیشنهادات "عزیزان رو جمعبندی کنند .
درپایان این رو هم  عرض میکنم که در صورتی انتقادات شما عزیزان رو میپذیرم که پیامتون بدور از حب و بغض های شخصی و "حامل راهکار های نوین و امیدبخش" باشه .
وحال نظر شما عزیزان رو به مطلب زیر جلب میکنم.
خواهش میکنم با تفکر و تعمق مطالعه بفرمایید.
فکر میکنم پاسخ بسیاری از سوالاتمون رو دریابیم .

چرا جامعه ایران یکپارچه نیست؟

یکپارچگی یک معنای واحد ندارد. گاهی وقتی می‌گوییم یکپارچه نیست یعنی جامعه ایران به‌ لحاظ فرهنگی از لایه‌های فرهنگی متفاوتی با یکدیگر و متمایزی از یکدیگر ساخته شده است. البته این صادق است، اما به ایران اختصاص ندارد. در هر کشوری می‌شود مسلمان وجود داشته باشد، مسیحی، یهودی، زرتشتی وجود داشته باشد و هر دین و مذهب دیگری می‌تواند پیروانی داشته باشند. البته بدین معنا امر اختصاص به ایران ندارد.

یک ‌وقت مراد از اینکه یکپارچگی فرهنگی وجود ندارد، لزوماً دین و مذهب نیست؛ سبک زندگی است. چیزی که امروزه «style of life» می‌نامیم سبک زندگی است. این سبک زندگی البته در میان ما واقعاً متفاوت است. افرادی هستند که سبک زندگی سنتی دارند و افرادی دیگر سبک زندگی‌شان مدرن است و این هم به ایران اختصاص ندارد. در بسیاری از کشورهای جهان سوم سبک‌های زندگی سنتی با سبک‌های زندگی مدرن در کنار هم زیست می‌کنند، مثل ما.

گاهی سخن از نبود همبستگی است؛ سخن از همبستگی به این معنا که همه شهروندان ایرانی موضع واحدی نسبت به حکومت سیاسی‌شان ندارند. افرادی هستند که شدیداً مخالف‌اند و افرادی شدیداً موافق‌اند، افرادی دیگر مخالفت یا موافقت معتدل دارند و افرادی هم کاملاً بی‌طرف هستند. چنین چیزی وجود دارد. این البته دیگر در کشورهای جهان به طور یکسان وجود ندارد. این مساله در کشوری مثل کشور ما حادتر به نظر می‌آید که از نهایت مخالفت تا نهایت موافقت با طیف وسیعی از ایرانیان به‌ سر می‌برند. هر کدام‌شان در نقطه‌ای از این طیف .

اما یکپارچگی دیگری که الان از همه خطرناک‌تر است اینکه علقه‌های اجتماعی ما روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود؛ یعنی شفقت ما نسبت به یکدیگر کمتر می‌شود. انصاف و عدل ما نسبت به یکدیگر، عشق‌مان نسبت به یکدیگر، اعتنا به کاروبار دیگران، به درد و رنجی که شهروندان ایرانی می‌کشند.

به نظر من این بزرگ‌ترین مصیبتی است که ایران کنونی با آن مواجه است. این هم یک نوع عدم یکپارچگی است؛ به این معناست که ما در ایران یک نوع اَتُمیزم اجتماعی را به شدت در حال رشد می‌بینیم. یعنی هر کس نسبت به دیگران بدون در و پنجره است. من نسبت به شما در و پنجره ندارم. در خودم فرو رفته‌ام و نهایتاً در وضع خود و خانواده‌ام. شما هم در خودتان فرو رفته‌اید و در وضع خودتان و خانواده. و یک نوع اتمیزم اجتماعی پدید آمده است. هر کدام از ما یک اتم هستیم و فقط به سرشت و سرنوشت خودمان می‌پردازیم. ما جمع‌های مولکولی پیدا نمی‌کنیم.

لینک گروه تلگرامی :

دانش آموختگان فرش (سیمرغیان پرچم دوم ایران )

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =