قالی اراک

ما با در اختیار داشتن ۸۰ میلیون جمعیت معادل یک درصد جمعیت جهان، سالانه حدود ۲ میلیون متر مربع فرش دستباف برای عرضه داخلی تولید می کنیم. اگر در اثر تبلیغات صحیح رغبت به فرش دستباف در میان مردم دنیا رشد کند، حالا نمی گویم نیاز بازار جهانی بشود ۲۰۰ میلیون متر مربع در سال، بشود مثلا ۱۰ میلیون متر مربع ( %۵ )، در این صورت چه میزان ارزآوری و اشتغال برای کشور به ارمغان می آید؟ حتی اگر فرض کنید که ظرفیت تولید ما از ۲ میلیون مترمربع در سال هم بیشتر نشود، همین که تعداد مشتری ها و حجم تقاضا زیاد شود قیمت فرش ما به طور خودکار بالا می رود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت فرش ایران(عصرفرش)، به نقل از اکو فارس، برای شناخت مصائب صادرات فرش دستباف ایرانی ساعتی را با هوشنگ فاخر به گفت و گو نشستیم؛ یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش ایران و از اکابر صنعت در بخش خصوصی با کوله باری از تجربه حاصل از سال هایِ حضور در اتاق بازرگانی. او فرزند یکی از نزدیکان مرحوم مصدق است که این قهرمان ملی را در مجلس شورای ملی و در قامت وکیل مردم همراهی کرده. احساسات عمیق و بی پیرایه اش در میهن پرستی را از پدر به ارث برده. هوشنگ فاخر در خلال گفت و گو درباره فرش ایرانی بارها بغض کرد؛ گاهی از سر درد، آنجا از مصائب بافندگان و صادرکنندگان می گفت و گاهی از سر غرور، آنجا که پای هنرو تمدن ایرانی به وسط می آمد. پیرمرد آهسته سخن می گفت اما هر چقدر زمان گفت و گو طولانی تر می شد، انگار که بیشتر به وجد می آمد و اثری از خستگی در ظاهرش پیدا نبود. خودش می گوید از فرش ایرانی که حرف می زند، قوت می گیرد و سر ذوق می آید. صادر کننده نمونه کشور معتقد است که فرش دستباف پاسپورت دوم هر ایرانی است.

قبل از طرح سوال درباره موضوع اصلی این گفت و گو، می خواهم تلقی شما را از محصولی به نام فرش ایرانی جویا بشوم.

سوال خوبی است. در قدم اول باید فرش را شناخت و تفاوتش را با سایر کالاها درک کرد. فرش در زیراندازی که رویش راه می روند و پس از مدتی پاره می شود و دور می اندازند، خلاصه نمی شود. قدیمی ترین فرش جهان که در موزه آرمیتاژ نگهداری می شود ۲ هزار و پانصد سال قدمت دارد. این فرش ۴ مترمربع وسعت دارد و از لحاظ کیفیت تقریبا معادل فرش ۴۰ رج تبریز است و بافتش تقریبا همین بافت فعلی ماست. با این تفاوت که ما در هر رج و بافت از دو پود در بافت فرش استفاده می کنیم اما این فرش سه پود دارد. بشر برای اینکه ۲۵۰۰ سال قبل به این سطح از پیشرفت در تولید فرش برسد، با توجه به کندی پیشرفت تکنولوژی در آن عصر، حتما باید بافتن فرش را ۵ هزار سال قبل شروع کرده باشد تا به چنین محصول کامل و بی نقصی برسد. این فرش قطعا در حوزه تمدنیِ ایرانِ فرهنگی بافته شده است.

در حال حاضر ۲ میلیون نفر در کشور ما به صورت دائم یا پاره وقت در روستا و شهر مشغول بافندگی هستند. این ظرفیت در طول صدها سال محقق شده است. اگر چنین ظرفیتی وجود نداشت و می خواستیم این تعداد آدم را آموزش بدهیم هزینه های آن غیر قابل تصور بود. پس سنت بافندگی آن هم در این وسعت یک میراث فرهنگی است. فرش تنها محصولی است که ما در جهان تولید کننده برتر آن هستیم و رتبه نخست را داریم. ما هیچ کالای دیگری نداریم که در میان تولیدکنندگان برتر جهانی حتی جزو ۱۰ تولیدکننده برتر آن قرار داشته باشیم. فرش یک کالای فرهنگی و یک اثر هنری است که احساس خوشایندی را در بافنده و مشتری ایجاد می کند. در خارج از کشور وقتی می گویید من ایرانی هستم، اولین چیزی که یادشان می افتد فرش ایرانی است. خیلی از خارجی ها فرش ما را بهتر از خودمان می شناسند. این سرمایه ملی را نباید از دست بدهیم.

مردم ما در روستا نصف سال را کشاورزی می کنند و نصف دیگر را فرش می بافند و با ترکیب درآمد کشاورزی و بافندگی هزینه زندگی شان را تامین می کنند. این هم امتیازی دیگر است که باید به آن توجه شود. در همه موزه های معتبر دنیا یکی از ارزشمندترین آثاری که نگهداری می شود، فرش ایرانی است. کشاورز ما اگر بافندگی نکند مجبور است به شهرها مهاجرت کند و چون تخصص دیگری ندارد کارهایی را انجام می دهد که در حکم بی کاری پنهان است. بافندگی آدم را از کارهای غلط حفظ

می کند. بافندگان هر دقیقه ۲۰ تا ۲۵ گره می زنند و حسابی مشغول می شوند و منبع درآمدی پیدا می کنند. فرش ما بیشتر از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، جنبه اشتغال ، اجتماعی و فرهنگی دارد.

مهمترین مشکل صادر کنندگان فرش در حال حاضر چیست؟

سازمان امور مالیاتی مدتی قبل شروع کرده بود به اینکه از صادرکنندگان فرش به بهانه ای غیرقانونی مالیاتِ سود حاصل از نوسان نرخ ارز دریافت کند. اسمش را هم درآمد حاصل از تسعیر نرخ ارز گذاشته بودند.

 فرش یک کالای صنعتی نیست که شما برایش کاتالوگ درست کنید و مشتری بر این مبنا اقدام به خرید کند. اگر ۱۰۰ قطعه فرش را با یک نقشه، یک اندازه و رنگ آمیزی مشابه درنظر بگیریم، با توجه به اینکه آن را چه کسی بافته، چطور بافته و چقدر در بافتن آن دقت به خرج داده قیمتشان تفاوت می کند. به طور معمول فرش را یا در نمایشگاه ها می فروشند یا در انبارهای خارجی نگه می دارند تا مغازه دار خارجی بیاید و بخرد. اگر فرش تولید بشود اما صادرنشود قالیباف بیکار خواهد شد. به همین خاطر مسیر صادرات مازاد فرش دستباف را باید بازنگهداشت.

با کاری که سازمان امور مالیاتی شروع کرده بود صادرات فرش صفر می شد. آن ها می گفتند شما فرشی را که امروز صادر کردید، قیمتش یک عددی است، ۶ ماه دیگر اگر فروختید و قیمت ارز بالا رفته بود مابه التفاوتش را باید مالیات بدهید! هیچ توجهی به خواب سرمایه نداشتند. اگر امروز صادر کننده به جای فرش هر چیز دیگری هم بخرد، در نتیجه تورم قیمتش بالاتر می رود. پس این درآمد محسوب نمی شود. بلکه همان حفظ ارزش سرمایه است. ما خدمت آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس رسیدیم و ایشان گزارش ما را خواندند. ایشان خودش هم به مساله فرش وارد است. آقای لاریجانی تلفن کرد به رئیس سازمان امور مالیاتی و گفت آقا شما چرا قانون را دور می زنید؟ و چرا مالیاتی را مطالبه می کنید که در نتیجه ناتوانی از پرداخت آن، صادر کننده و تولید کننده هردو کارشان را تعطیل کنند؟ اهمیت اشتغال برای ما بیشتر از این مالیاتی است که شما می خواهید بگیرید. رئیس امور مالیاتی در جواب گفت بله درست می گویید، این دوستان را بفرستید تا بیایند و مساله را حل کنیم. ما ۲-۳ نوبت به سازمان امور مالیاتی مراجعه کردیم و دیدیم دارند پاس کاری می کنند و نمی خواهند قضیه را حل کنند. من خودم نشستم قانون را دقیق خواندم. دیدم اساسا مطالبه شان غیرقانونی است. در نتیجه در دیوان عدالت اداری علیه این بخشنامه مالیاتی، طرح دعوا کردیم و گفتیم غیرقانونی است. دیوان هم خوشبختانه به سرعت ظرف ۲-۳ ماه به نفع صادرکنندگان رای داد و ما هم از این سرعت عمل کمی متعجب و بسیار سپاسگزار شدیم.

مشکلات دیگر صادرکنندگان از ۴ ماده قانون اصلاح شده مالیات ناشی می شود که در سال ۹۴ به تقلید از قوانین مالیاتی آلمان وضع شد. خوب ۹۵ درصد سیستم اقتصادی آلمانی ها درست کار می کند و ۵ درصد ممکن است مشکل داشته باشند و آن ۵ درصد هم نصفش ممکن است نتیجه سوءنیت باشد و الباقی در نتیجه دلایل خارج از اراده نظیر تغییر تکنولوژی و سلیقه مردم ممکن است ظهور کرده باشد. اما در شرایطی که اکثر واحد های کوچک و متوسط ما در شهرک های صنعتی تعطیل هستند و درب شان قفل و زنجیر شده دیگر ما نباید اجازه دهیم که صنعت فرش هم به این سرنوشت دچار شود. کسانی که این قانون را از آلمان تقلید کردند متوجه نبودند که این کشور اساسا صنعت فرش دستباف ندارد که در قانون برایش چیزی پیش بینی کند. نمی شود قانونی را که برای ایران خودرو اعمال می شود دقیقا برای فرش هم اعمال کرد.

این قانون چه مشکلاتی برای صادرکنندگان بوجود می آورد؟

قانون می گوید فرشی را که برای صادرات می خرید باید فاکتور داشته باشد و این فاکتور هم طبق ضوابطی تنظیم شده باشد که سازمان امور مالیاتی تعیین می کند. مثلا فاکتور باید کد اقتصادی، مشخصات فروش، آدرس و ... داشته باشد. خوب حدود یک سوم صادرات فرش ما را فرش های کهنه تشکیل می دهد. یعنی فرش هایی که تولید می شوند و در داخل کشور به فروش می رسند و در خانه توسط مردم مصرف می شوند، بعد از آن دوباره دربازار به فروش می رسند، اگر مشکلی داشته باشد با رفوگری مرتفع می شود و سپس صادر می شود. فروشنده این فرش ها خانم های خانه دار هستند. خوب این ها مگر کد اقتصادی دارند؟! همین مساله باعث می شود که صادرات فرش کهنه به طور کامل متوقف شود. یا مگر به بافنده روستایی می شود گفت که با این مشخصات فاکتور صادر کند؟ مگر او فاکتور و کد اقتصادی دارد؟ فقط کارگاه های بزرگ بافندگی هستند که می توانند کد اقتصادی و فاکتور ارائه بدهند. البته خوشبختانه دولت و مجلس به دلیل اهمیتی که برای اشتغال قائل شده اند، این کارگاه ها را معاف کرده اند.

بر این اساس ۸۰ درصد فروشندگان فرش، توانایی ارائه فاکتور به صادرکنندگان را ندارند. حالا سازمان امور مالیاتی به صادرکنندگان می گوید اگر در دفاترتان فاکتور نباشد جریمه می شوید. بعد می گوید اگر فرش را در این حالت صادر کردید، از معافیت صادراتی هم دیگر نمی توانید استفاده کنید. علاوه بر این ها می توانند شما را ۶ ماه تا ۲ سال به زندان بیاندازند و از حقوق اجتماعی محرومتان کنند. جایز است محتوای مواد ۹۵، ۱۰۰، ۱۴۶ و ۱۶۹ قانون مالیات چنین وضعیتی را ایجاد کند.

اگر این طور است که شما می فرمایید پس ظرف این ۳-۴ سالی که از عمر وضع این قانون می گذرد، چگونه صادرات فرش انجام شده است؟

سازمان مالیات به تازگی دارد دفاتر سال های ۹۵ و ۹۶ را رسیدگی می کند و به اصطلاح صدایش اخیرا دارد درمی آید. نقل است که یک نفر داشت در بازار قفل مغازه ای را می شکست تا کالاهایش را سرقت کند. از او پرسیدند چه کار می کنی؟ گفت دارم تار می زنم گفتند چرا صدا ندارد؟ گفت صدایش فردا صبح درمی آید

راه حل پیشنهادی صادرکنندگان چیست؟

خیلی راحت می توانند در یک ماده واحده بگویند فرش شامل این موارد نیست. ببینید! هدف از گرفتن مالیات که مردم آزاری نیست. مالیات را می گیرند تا هزینه های دولت تامین شود اما اگر مالیات را جوری گرفتی که چند برابر آن برای دولت مشکل بیکاری و هزینه های دیگر تراشیده شد، فلسفه مالیات را زیر سوال برده ای و نقض غرض کرده ای. فلسفه وصول مالیات کمک به دولت است. اگر قرار شد مالیاتی بگیری که مردم کارشان را رها کنند و بروند سراغ چیز دیگر، به بیراهه رفته ای.

مشکل دیگر ما یک ماده قانونی مربوط به کالاهای وارداتی در گمرک است که نیاز به اصلاح دارد ببینید همانطور که اتومبیل پس از فروش نیازمند تعمیرگاه است، فرش هم نیازمند کارگاه رفوگری است. الان گمرک می گوید اگر فرش را از کشور خارج کنید به این نیت که در نمایشگاه های خارجی بفروشید اما به فروش نرود و بخواهید دوباره به کشور بازگردانید، باید گمرکی بپردازید! از طرف دیگر مثلا در کشورهای اروپایی که کارگاه رفوگری وجود ندارد. فرششان اگر خراب شود می فرستند برای ایران تا کارگاه های ما آن را تعمیر کنند و دوباره برایشان بفرستند. گمرک از این هم می خواهد گمرکی بگیرد! نتیجه این تصمیم بیکاری رفوگران و تعطیلی کارگاه های رفوگری بوده است. متاسفانه عده ای از رفوگران ایرانی مجبور شده اند به ترکیه مهاجرت و کارگاهشان را آنجا دایر کنند. ما به دست خودمان بازار فرش خودمان را نابود و زمینه رشد رقیب ترک را فراهم می کنیم.

در حال حاضر وضعیت ترکیه در بازارجهانی فرش چگونه است؟

ترکیه چند سالی است که از نظر تکنولوژی از ما جلو افتاده است. محصولات با کیفیتی در حوزه های مختلف تولید می کند و به صادر کننده ای قدرتمند تبدیل شده است. همین ترکیه با وجود اینکه در بسیاری از کالاها به یک صادر کننده موفق صنعتی تبدیل شده، به دلیل همین امتیازات عمده فرش که عرض کردم، برای صادرات سالانه ۱ میلیارد دلار فرش برنامه ریزی کرده است و ما هم با دست خودمان بازار را تحویلشان می دهیم.

شما برای حل مشکل رفوگران ایرانی هم راه حلی پیشنهاد کردید؟

بله. ما معتقدیم به فرش ایرانی که در نمایشگاه برون مرزی به فروش نرسیده و فرشی که برای رفو و تعمیر به کشور بر می گردد نباید گمرکی تعلق بگیرد. دوستان گمرک می گویند ممکن است در این صورت فرش کشورهای دیگر وارد بازار ما بشود. خوب ما خودمان هم با این اتفاق صد در صد مخالفیم. اما راه حل دادیم. گفتیم یکی از گمرکات تهران را به صورت تخصصی برای این کار اختصاص بدهید. ما هم نماینده اتحادیه را در اختیار شما می گذاریم که فرش ایرانی را از فرش غیر ایرانی جدا کند. فرش ایرانی که کاملا مشخص است. در یک دوره دیگر که روابط خارجی ما به هم ریخته بود، دولت آمریکا فرش ایران را تحریم کرد. از آنجایی که فرش ایران کاملا متمایز بود از فرش پاکستان و هند و ... کارشناسان آن ها به راحتی تشخیص می دادند و جلوی فرشمان را می گرفتند. اصلا شناسنامه فرش ایرانی نقشه و بافت آن است.

به نظر می رسد صادرکنندگان فرش در مساله بازگرداندن ارز حاصل از صادرات به کشور و نحوه محاسبه آن هم دچار مشکل هستند...

اخیرا خدمت آقای مودودی ریاست سازمان توسعه تجارت ایران و دبیر شورای صادراتی کشور بودیم و این مساله را هم توضیح دادیم. در سال های ۹۶ و ۹۷ طی هماهنگی با اتحادیه قیمت ریالی فرش های صادراتی در بازار معین شد. گمرک برای اینکه تعهد ارزی بگیرد قیمت ریالی را بر ۴ هزار و ۲۰۰ تومان که نرخ رسمی دلار بود و دلار نیمایی هم هنوز نیامده بود، تقسیم کرد. چون نرخ ارز آن موقع پایین در نظر گرفته شد، در نتیجه افزایش نرخ ارزاز۴۲۰۰ تومان ، بدلیل رشد کمتر قیمت ریالی نسبت به نرخ بالای ارزی در نتیجه پائین آمدن ارزش ریال در بازارهای صادراتی معادل تفاوت ارزش قبلی و جدید  صادر کننده فرش باید چند برابر تفاوت قیمت که در اظهارنامه معین کرده بودند، ارز از یک جایی تهیه و به دولت پرداخت می کرد. اوایل چون زیاد جدی نبود، کسی مساله را دنبال نکرد. اما بعد که گفتند همه باید ارز را برگردانند این قضیه به یک معضل جدی تبدیل شد.

از ماه مهر سال ۹۷ گمرک متوجه شد که وقتی ارز را ۴ هزار ۲۰۰ تومان محاسبه می کند و بعداً تا ۱۵ هزار تومان افزایش می یابد، صادرکننده باید حدود ۴ برابر ارز پرداخت کند.اولا هیچ آدم عاقلی که دراین شرایط کار نمی کند. تعطیل می کند و می رود. حالا فرض کنید کسی مرتکب این اشتباه شده و فرش صادر کرده و می خواهد جبران کند و بعد کرکره صادرات را پایین بکشد! باید چه کار کند؟ معلوم است که باید برود در بازار آزاد ارز بخرد و بیاورد. اما خرید و فروش ارز هم که خودش جرم است کلاف درهم پیچیده ای ایجاد شده است. با صحبت هایی که انجام شد قرار شد مشکل صادرکنندگانی که پس از مهر ۹۷ اقدام کرده اند حل شود اما کسانی که قبل از مهرماه ۹۷ صادرات داشتند مشکل دارند. حالا قول های مساعدی برای حل مشکل این صادرکنندگان هم داده شده.

این وضعیت که همه صادرکنندگان را فراری می دهد!

همینطور است. ببینید! تا امروز آمریکا ۳ دفعه صادرات فرش ما را تحریم کرده است. این مساله نشان از اهمیت این صنعت در حفاظت اشتغال و جلوگیری از بیکاری و تبعات منفی آن دارد. چرا آمریکا اینقدر روی فرش ایران حساسیت دارد؟ چون می داند با تحریم فرش فتیله زندگی ۲ میلیون خانوار را پایین می کشد و می تواند از این طریق نارضایتی اجتماعی ایجاد کند. یک بار در نمایشگاه فرش یک خبرنگار خارجی برای مصاحبه پیش من آمد. من گفتم چرا فرش ما را تحریم می کنید؟ مگر فرش اسلحه است؟ درست نیست برای فشار به ایران ۲ میلیون آدم کم درآمد و از نظر اقتصادی ضعیف، دارند با تولید فرش زندگی می کنند  با این ترتیب تمام یا بخشی درآمد ایشان برای تامین مخارجشان از بین برود، این کار آمریکا از نظر انسانی اصلا درست نیست. گفتم شما می گویید غذا و دارو را تحریم نمی کنیم اما تحریم فرش دقیقا معادل تحریم غذا و داروست چون اگر فرش ایران صادر نشود شاغلین این بخش نمی توانند غذای مناسب بخورند و دارو بخرند. آمریکا مردمان زحمت کشی را که روزانه ۱۰ هزار گره می زنند از خارج تحریم میکند و قوانین غلط از داخل آن ها را مورد تحریم قرار می دهند. من به شما می گویم که این تحریم داخلی که قابل دور زدن نیست از مشابه خارجی اش به مراتب بدتر است.

چند دهه است که گفته و شنیده می شود که صادرات فرش ایران دچار مشکل است. برای حل مشکل فرش مگر چند دهه زمان لازم است؟مشکل ما قوانین و سیاست های غلط است. ما همیشه گفته ایم برای حفاظت از اشتغال آن ، اگر دولت نخواهد از فعالیت فرش برای خود از محل  صادرات یا حقوق گمرکی مواد اولیه آن کسب درآمد کند فعالیت فرش به هیچ حمایتی بصورت خاص از سوی دولت نیاز ندارد.

فرش دستباف ایرانی چه ویژگی هایی دارد که خارجی ها اینقدر به آن علاقه دارند؟

هنرمندان ایرانی چیزهایی خلق می کنند که آدم از تماشایشان خسته نمی شود. شما یک فرش می خری و در خانه می اندازی اما انگار یک باغچه بدون خزان را به خانه آورده ای. وقتی فرش ایرانی را پهن می کنیم انعکاس صدا از بین می رود. الان هم که آپارتمان نشینی رایج است و سقف، صدا را عبور می دهد. یک تخته فرش دستباف خودش عایق حرارت و صداست. وقتی می خواهند فرش صنعتی را تولید کنند، از الیافی استفاده می کنند که استقامتش بالا باشد و در حین بافتن پاره نشود. در نتیجه می روند سراغ الیاف پلی استر و اکریلیک. اما پشم الیافی است طبیعی که پروردگار دانا آن را پوشش بدن مخلوقات گوناگون قرار داده. خاصیت پشم این است که آشغال را به خودش نمی گیرد و وقتی آن را بشورید به راحتی پاک می شود. دقیقا برعکس الیاف اکریلیک که آشغال را به خودش می گیرد. وقتی روی فرش ماشینی راه می روید الکتریسیته ساکن ایجاد می شود. الیاف صنعتی پرزهای معلق در هوا را به خاطر الکتریسیته ساکن به خودش جذب می کند. بچه هایی که روی این نوع فرش بازی می کنند خیلی زود دچارآلرژی می شوند. اگر الیاف مصنوعی از راه تنفس وارد ریه شود در صورت عدم خارج کردن آن از روش های طبی تا آخر عمر آنجا باقی می ماند.

من در صنعت نساجی هم حضور دارم. الیاف مصنوعی را اگر در زمین چال کنید حتی بعد از ۵ سال هم ذره ای دچار پوسیدگی نمی شود. اتفاقا از امتیازات الیاف طبیعی این است که در نتیجه رطوبت می پوسد. الیاف طبیعی اگر در ریه شما برود، در نتیجه رطوبت می پوسد و با عکس العمل ریه، بیرون می آید. اما الیاف مصنوعی بیرون بیا نیست و دچار پوسیدگی هم نمی شود. این مسائل را باید برای مردم درست مطرح کرد. زیبایی های فرش دستباف را باید گفت تا مردم متوجه شوند که فرش ایرانی فقط زیرانداز نیست، چیزی است که محیط زندگی را زیبا و بهداشتی می کند. گله دارها وقتی می خواهند پشم گوسفند را بچینند، برای اینکه گوسفندان تمیز شوند، گله را از رودخانه رد می کنند، کثافت ها از این طرف خیس می خورد و گوسفندان وقتی بیرون می آیند پشمهایشان تمیز است. فرش دستباف درست است که به مرور کهنه می شود اما با نرخ تورم قیمت آن پیوسته افزایش می یابد تا جایی که قیمت فرش کهنه هنگام فروش از قیمت همان فرش در وقت خرید جلومی زند.

پدر من انسان بسیار میهن پرستی بود. وقتی اذیتش کردند، سال ۴۶ از کشور رفت و کار روی فرش ایرانی و جمع آوری اطلاعات در این باره را آغاز کرد. اصلا  من تحت تاثیر گفته های  پدرم به فرش علاقه مند شدم. پدرم می گفت اگر امروز فرش هایی را که آلمان ظرف ۴۰-۳۰  سال گذشته از ایران وارد کرده قیمت گذاری کنیم، چند برابر قیمت خرید آن است. فرش کالایی است که وقتی کشوری وارد می کند، از زیبایی و مزایای دیگر آن  استفاده می کند و وقتی آن را می فروشد، قیمتش بیشتر از قیمت خرید است. در واقع وارد کننده بیشتر از صادر کننده سود می کند. از طرف دیگر ۷۰ تا ۹۰ درصد قیمت فرش را ارزش کار بافنده و خدمات آن تشکیل می دهد. با پیشرفت تکنولوژی و راندمان کار چون تولید صنعتی راحت تر می شود، قیمت کالا ها پایین می آید، مثل اتومبیل و موبایل و... اما فرش برعکس است و چون ۷۰ تا۹۰ درصد قیمت آن را مزد تشکیل می دهد و مزد هم همه جای دنیا سالانه ۶ تا ۱۰ درصد بالا می رود، قیمت آن همیشه صعودی است.

بیست و هشتمین نمایشگاه فرش به زودی برگزار می شود. نظر شما در این باره چیست؟

نمایشگاه چیز خوبی است. اگر از روز اول برگزاری نمایشگاه تا امروز را یک نگاه اجمالی بیاندازید، متوجه می شوید که از نظر غرفه آرایی، برخورد فروشنده با مشتری، کیفیت فرش ها و ... مدام در حال تغییر و تحول بوده. خوبی صنعت فرش ایران این است که تعداد فعالان آن زیاد است و هیچ وقت حالت انحصاری در آن پیدا نمی شود. هیچ کالایی در جهان بدون تبلیغ فروخته نمی شود. حتی شرکت بنز هم با همه شناخته شدگی اش در جهان حتی برای یک روز دست از تبلیغات برنمی دارد. الان در کشورهای صنعتی وقتی یک نفر می خواهد دکوراسیون خانه اش را انتخاب کند، چند مجله تحصصی دکوراسیون را می خرد که انبوهی از تبلیغات کف پوشها در آن وجود دارد و این تبدیل می شود به زمینه ذهنی اش. وقتی به مرحله پوشش کف می رسد کارخانه های موکت و سایر کف پوشها اینقدر از محصولاتشان تعریف می کنند که مشتری مجاب به خرید سایر کف پوشها  می شود. ما نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد.

من همیشه به همه وزرای صنعت از جمله آقایان میرکاظمی و غضنفری و نعمت زاده اهمیت تبلیغات جهانی فرش ایرانی راعرض کرده ام . این دوستان هم همگی گفته اند که صادر کننده باید این کار را بکند. خوب تعداد فرش های صادر کننده به این اندازه نیست که بتواند به میزان توان تولید کنندگان سایر کف پوشها در تبلیغات سرمایه گذاری کند. این توقع را نباید از او داشت. صادر کننده ایرانی در شهر تخصصی خودش (فرض کنید یکی از شهرهای آلمان) این کار را به صورت محلی انجام می دهد اما ما نیازمند تبلیغات جهانی هستیم. البته شرط موفقیت تبلیغات این است که با مشورت صادرکننده های متخصص انجام شود. یک زمان دولت پول کلانی اختصاص داد برای تبلیغات و در آن یک گره از فرش ایرانی را نشان می دادند! دقیقا مثل اینکه یک پیچ اتومبیل را نشان بدهی. هرکشوری فرهنگ خودش را دارد. به یک انگلیسی باید بگویی خرید فرش ایرانی یک سرمایه گذاری است. به شهروند فرانسوی باید بگویی خرید فرش ایران نشانگر فرهنگ توست. به مردم ایتالیا باید گفت شما چون هنر را درک می کنید باید زیرپایتان فرش ایرانی باشد. شما تا حالا دیده اید یک نقاش برای اثرش تبلیغات جهانی کند؟ این دولت ایتالیاست که برای نقاشی کشورش به صورت گسترده و غیرمستقیم تبلیغ می کند.

ما با در اختیار داشتن ۸۰ میلیون جمعیت معادل یک درصد جمعیت جهان، سالانه حدود ۲ میلیون متر مربع فرش دستباف برای عرضه داخلی تولید می کنیم. اگر در اثر تبلیغات صحیح رغبت به فرش دستباف در میان مردم دنیا رشد کند، حالا نمی گویم نیاز بازار جهانی بشود ۲۰۰ میلیون متر مربع در سال، بشود مثلا ۱۰ میلیون متر مربع ( %۵ )، در این صورت چه میزان ارزآوری و اشتغال برای کشور به ارمغان می آید؟ حتی اگر فرض کنید که ظرفیت تولید ما از ۲ میلیون مترمربع در سال هم بیشتر نشود، همین که تعداد مشتری ها و حجم تقاضا زیاد شود قیمت فرش ما به طور خودکار بالا می رود. زمانی دولت می گفت برای صادرات فرش ۳ درصد جایزه می دهیم. من همان موقع گفتم شما جایزه را ندهید و در عوض این ۳ درصد را هزینه تبلیغات جهانی کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. ما الان فرش را با عزت نمی فروشیم، با خواهش و تمنا می فروشیم. قیمت فعلی فرش برای مشتریان جهانی ما که درآمد خوب دارند اصلا چیزی نیست. این هزینه نیست، سرمایه گذاری برای اشتغال و تولید است. بدون تبلیغ هیچ چیزی فروخته نمی شود. البته آن ۳ درصد جایزه صادراتی را یکی دوسال دادند و بعد دیگر خبری نشد خوب از آن طرف مشتری های خارجی ما وقتی از وجود این جایزه مطلع شدند، قیمت خریدشان را ۳ درصد پایین آوردند، یعنی دولت نه تنها جایزه نداد بلکه سه درصد هم به صادرکنندگان ضرر زد برای مملکتی که محدودیت ارزی دارد قاعدتاً این فرصت باید خیلی مهم باشد هزینه سرمایه گذاری کم برای اشتغال هر نفر و نیاز به واردات اندک از دیگر امتیازات قابل توجه فرش ایران میباشد.

   

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =